پاسخ به تهمت پراکنیها
اخیرا عده ای به ترور شخصیت و تهمت پراکنی به اینجانب در محافل خصوصی و عمومی پرداخته اند .اینجانب در طول تمامی سالیان فعالیت به این گونه تخریب ها که عمدتا در آشپزخانه محافل امنیتی ساخته و پرداخته می شود عادت کرده ام و از روز اول که به سیاست پا نهادم می دانستم که باید تحمل خود را بالا برم و فحش ها و تهمت ها را به جان بخرم که حقیقت طلبی و آرمانگرایی در دنیای مسلط سیاسی هزینه های گزافی دارد . ولی اخیرا وابستگان به حکومت و برخی از افرادی که خود را آماده گرفتن دلارهای آمریکایی کرده اند و اینجانب را رقیب خود فرض می کنند ، آتش بیار معرکه شده اند .اگر چه هیچگاه به این سخنان سخیف وقعی ننهاده ام و افکار عمومی و نیروهای سیاسی را آگاه تر از آن دانسته ام که چنین حرفهای بی اساسی بر آنها تاثیر گذار باشد اما شدت پریشان گویی و عمق دروغهای شاخ دار مرا بر آن داشت تا به مصداق آیه شریفه و اذا جاء فاسق بنبا فتبینوا به روشنگری به پردازم .یکی از آخرین مطالبی که با نهایت دروغپردازی در این خصوص منتشر شده ، مطلبی است که در سایت "الپر" منتشر شده است . متاسفانه آلوده کردن فضای مجازی و عرصه ارزشمند وبلاگ نویسی به درشتگویی و تهمت زنی های بی پایه و اساس از بزرگترین آلودگیهایی است که این عرصه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی نوپا را تهدید می کند .اما همچنانکه موکدا گفته ام اینجانب برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به آمریکا آمده ام که به طور متعارف از کمک هزینه های تحصیلی و امکاناتی که برای دانشجویان دکتری داده می شود استفاده کنم .آگاهان به امور می دانند که هر ساله تعدادی از دانشجویان دانشگاههای برجسته کشور رهسپار دانشگاههای خارجی می شوند و به پاس سوابق آموزشی و علمی شان از این تسهیلات برخوردار می شوند . اما آقای الپر مدعی شده اند یک حضرت آقایی که به وبلاگ سیاسی اینجانب لینک داده اند " تا توانست از نام جنبش دانشجويي نان خورد و حديث استخدام او در شركت تابعه بنياد مستضعفان و حقوق يك ميليون توماني و عروسي آنچنانياش شهره اهل مطلب در تهران است، برداشته با چند نفر از بچههاي سابق تحكيمي يا روزنامهنگار تماس گرفته و با وعده كار و تحصيل و تأمين زندگي و امثال اينها از آنها خواسته به جمع اندك دوستان ايشان در آن سوي اقيانوس اطلس بپيوندند. "
.اینجانب ده سال از بهترین سالهای عمرم را صرف فعالیت در جنبش دانشجویی کرده ام و همواره به لطف خداوند عملکرد و مواضعم به گونه ای بوده است که از حمایت و همراهی قاطبه دانشجویان برخوردار بوده ام و همواره شخصیت حقیقیم برای حضور در عرصه سیاسی کافی بوده است و نیازی نداشته ام تا از نام جنبش دانشجویی استفاده کنم . بلکه در متن جنبش حضوری فعال داشته ام .کسانی نیاز داشتند از نام جنبش دانشجویی استفاده کنند که در آن محلی از اعراب نداشتند و یا در حاشیه قرار داشتند .همان کاری که حاکمیت و برخی احزاب سیاسی مدعی پدرخواندگی انجام داده و می دهند .آخرین حضورم در شورای مرکزی دفترتحکیم وحدت نیز در شرایطی صورت گرفت که خودم هیچ گونه خبری نداشتم و ابراز تمایلی نیز برای کاندیداتوری نکرده بودم . درغیاب من اعضاء انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور مرا برگزیده بودند و فقط با توجه به اصرار آنها و احترام به اعتماد و انتخابشان پذیرفتم که در مجموعه فعالیت کنم .حال نمی دانم سه سال تحمل زندان و اذیت و آزار جسمی و روحی فراوان و چهارصد روز انفرادی و تضییقات و محرومیت های فراوان و محکوم شدن به شش سال حبس دیگر کجایش نان خوردن است !! . آقای الپر بهتر است به همانهایی که بنا به اطلاعاتشان بر خود زحمت می دهند و می نویسند ، بپرسند که من اگر می خواستم از فعالیت سیاسی نان بخورم می توانستم مانند برخی از کسانی که پس از دوم خرداد به نان و نام دست پیدا کردند از دیوار پستهای دولتی بالا بروم و یا کافی بود گوشه چشمی به صاحبان قدرت کنم تا آنی که در مخیله آقای الپر و همراهانشان نمی گنجد به سویم سرازیر شود .آقای الپر از همان دوست بسیار دلسوزشان که امیدوارم از سربازان گمنام امام زمان نباشند ، بخواهند تا کسانی را که من دعوت کرده ام تا به آنسوی اقیانوس اطلس بپیوندند ، اعلام کنند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد .من روحم نیز از چنین مسئله ای بی خبر است .نه می دانم رادیوی دانشجویان چیست و نه می دانم دولت آمریکا چه برنامه ای دارد و نه رقابتی با کسی کرده ام .
اینجانب در کارخانه هایی کار کرده ام که سهام عمده آن مربوط به بنیاد مستضعفان بوده است . حضورم به واسطه سوابق آموزشی و فنی ام بوده است . هیچگاه نیز استخدام نشده ام بلکه قرارداد موقت کار یک ساله داشته ام که نیازی به استعلام و گزینش حراست نداشته است .حقوق یک میلیون تومانی نیز نداشته ام .فیش های حقوقی بنده مشخص است . آقای الپر بهتر است فیش های حقوقی یک میلیونی را ارائه دهند تا حداقل اینجانب بتوانم از آنها بهره گیرم . اما آقای الپر ، حقوق یک میلیونی برای فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر چیز خاصی نیست .عمده هم دوره ای های غیر سیاسی بنده در حال حاضر بنای معیشت خود را سامان داده اند که هیچ بلکه صاحب شرکت نیز شده اند .این سوابق سیاسی مانع رشد اقتصادی بنده بوده است اما با کمال میل پذیرفته ام چنین هزینه هایی را به پردازم .اما گویا عروسی اینجانب به آقای الپر و سفارش دهندگانشان خیلی گران آمده است .عروسی اینجانب عروسی آنچنانی نبود . هزینه های آن نیز به لطف خداوند ، خانواده خود و همسرم ، کمک های دوستانم و تلاش های شبانه روزیم تامین شده است که مدارکش نیز موجود است .اما آقای الپر ورود به عرصه خصوصی افراد با کدام شعار حقوق شهروندی که شما از آن دم می زنید سازگار است .آقای الپر اینجانب آمادگی خود را اعلام می کنم تا دارایی ناچیز اینجانب و آنانی که شما در حمایتشان می نویسید مورد بررسی قرار گیرد تا حقیقت معلوم شود .بخصوص آنانی که پس از دوم خرداد در مناصب دولتی جای گرفتند و یا برخی اهالی مطبوعات که به فرموده نوشتند و انبان خود را پر کردند همانگونه که عمده به فرموده نویس های جناح محافظه کار عمل می کنند . امیدوارم شما از آنانی نباشید که به وعده و وعید فریفته باشندتان . البته اکثریت روزنامه نگاران ، خبرنگاران در خور تقدیر و سپاس فراوان هستند که در همه حال حرمت قلم را نگه داشتند وشرافتشان را با هیچ چیز معامله نکردند .
اما در مورد اتهامات موارد زیر را بیان می دارم :
1- ادعای همکاری سیاسی با آقای حسین نامدار و برخورداری اینجانب از منابع مالی 500 هزار دلاری که ایشان از میز ایران در وزارت امور خارجه آمریکا دریافت داشته اند از اساس کذب و بی پایه است و نشان از شدت و عمق خواب مستانه تهمت زنندگان دارد .
2- ارائه طرح " رادیوی دانشجویی " و درخواست " هفتصد هزار دلار " از کنگره آمریکا از اباطیل دیگری است که کذب محض می باشد .برای اولین بار از وبلاگ آقای الپر مطلب روزنامه نیویورک ساین را دیدم که صحبت از الگوی رادیو دانشجو کرده است که البته آن مطلب هیچ ربطی به استنتاجات و نتیجه گیریهای آقای الپر نداشت و در مطلب آن روزنامه هیچ موردی دال بر افشاگریهای آقای الپر و موردی مربوط به اینجانب وجود نداشت .
3 - اینجانب تا کنون هیچ طرح و برنامه ای و از جمله رادیو نداشته ام تا چه برسد برای پیگیری آن درخواست کمک از نیروهای داخل کشور بکنم و به آنها وعده پول ، تحصیل ، کار و آینده داده باشم .بنده برای خودم چنین وعده هایی را متصور نمی بینم وبا دهها مشکل ریز و درشت دست به گریبانم ، چه برسد به اینکه بخواهم به دیگران پیشنهاد بدهم .
4- عده ای ساده اندیش همچون تئوریسین خشونت مذهبی " مصباح یزدی " و عده ای پاپوش ساز می پندارند که دلارها در چمدان ها و یا ساختمان کنگره آمریکا توزیع می شود و به راحتی میلیونها و صد ها هزار دلار در اختیار مطالبه کنندگان قرار می گیرد .آقای الپر که مدعی همه چیز دانی و هوشیاری بالایی هستند ، شایسته است به سایت های مربوطه مراجعه کنند تا ببینند در کنگره پولی به کسی نمی دهند بلکه لایحه دولت و طرحهای پیشنهادی نمایندگان کنگره را تصویب می کنند و به نهاد های اجرایی مربوطه اختیار توزیع بر اساس ظوابط می دهند و آنها هم به صورت علنی اعلام می کنند تا متقاضیان پیشنهاد ها و طرحهایشان را بدهند . بنده بار دیگر به کسانیکه به این دلار ها چشم دوخته اند اعلام می کنم که نه از آنها برخوردار شده ام و نه بنای استفاده دارم و شخصا چنین مشیی را نمی پسندم بنابراین آسوده خاطر باشید که این حقیر در هیچ شرایطی رقیب نیستم .
5- بنده فکر می کنم سوابق هر کس به خوبی بیانگر عیار پایبندیش به وطن دوستی و منافع ملی می باشد .در حال حاضر مدافعان منفعت طلب تداوم ساختار اقتدار گرای قدرت و حامیان قسم خورده آن از وطن فروشترین عواملی هستند که در طول سالیان گذشته اموال عمومی را به تاراج برده اند و برای خود ثروت اندوخته اند و منافع کشور و مردم را به باد داده اند .کافی است تا اصل از کجا آورده ای برای تمامی صاحب منصبان دو دهه اخیر اجرا شود تا معلوم شود وطن فروش و خائن به منافع ملی کیست ؟و عمق فاجعه حاتم بخشی از کیسه ملت به خارجیها چه می باشد .
در پایان به آقای الپر و دیگر مدعیان ، باز موکدا اعلام می کنم که مستندات خود را سریعا اعلام کنند و بدانند سخن دروغ و تهمت دیر نمی پاید و برای همیشه در سایه امن مصونیت قضایی نیز نمی توان پنهان شد .بدانید که دیر یا زود محکمه کشف حقیقت فرا خواهد رسید و آن روز شرمنده کسانی هستند که دامنشان آلوده به افترا ، تهمت و دروغگویی است . اینجانب علی رغم اینکه می دانم جانبداری و حمایت ناپیدای دستگاه قضایی به چنین گستاخیها و پرده دریها میدان داده است اما باز هم برای آزمونی دیگر و اتمام حجت ، تهمت زنندگان را مورد پیگرد قانونی قرار خواهم داد .
علی افشاری
فروردین 85
Salam
Dar ajabam az kasi ke harchizi ke be manfaate ou nist be mahafele amniyati jomhuriye eslami nesbat midahad vali zarreyee ehtemal nemidahad ke momken ast morede estefadeye mahafele amniyatiye amrikayeeha bashad.
بعضی ها زندگی در لجنزار را دوست دارند...بیش از این هم از اینها نمی شود انتظاری داشت چرا که اصولا با همین طرز فکر بزرگ شده اند که برای زندگی در لجنزار بایستی به دیگران تهمت زد...
jenabe afshari man na shoma ro mishnasam na aghaye elpar ra. motasefane shoma pish farzhaye khod ra vahye monzal talaghi mikonid va dar inzamine ba baradarane eghtedar gara tafavoti nadarid. bande shakhsan fekr mikonam ke rahe behboode mamlekat az tarighe eslahe tadriji ast. va rahe an ham az tarighe sherkat dar entekhabate ghanoonist va tabiatan say mikonam baghiye ra ham moteghaed konam ke ta hadeaghali az entekhab vojood darand sherkat konand. shoma momken ast in tor fekr nakonid. Vali Be che jorati har kas ke intor fekr mikonad ra vatan foroush mikhanid? Bi ensafi va tond gooyee honar nist. Fekr mikonam mardom az eslah talab ha entezare digari darand...
دوست عزیز ناشناس ، اگر مطلب بنده را کامل و با حوصله بخوانید خواهید دید که بنده به تمامی کسانی که مدافع اصلاح دردرون ساختار قدرت و تدریجی هستند جسارت نکرده ام و اگر چنین تصوری برای شما و هر فرد دیگری پیش آمده است پوزش می طلبم . منظور اینجانب کسانی هستند که در پوشش اصلاح طلبی تداوم ساختار اقتدار گرای قدرت را دنبال می کنند .
salam
agha man ham bade moddatha ye matlab neveshtam, age mishe nazar bede:
http://bidad.payaan.com/2006/04/post_2.php
بعضی از ما خیلی زود باوریم و بعضی از ما ایرانی ها شدیدا پاچه خواریم! اما اکثر قریب به التفاق حسود هستیم. برای گروه اول و دوم راه درمان و چاره و گفتگو هست ولی برای سومی نیست. جواب خوبی بود ولی به نظرم بی مورد بود. مشارکت نئشه ای که آدم با لگد زدن بهش فقط خودش کثیف می شه!
Alpar's article was even worser than Hossein Shariatmadari.Shame on him.
بنام هستي بخش
دوست عزيز آقاي افشار شما خطائي كرديد و اگر در همان موقع بگفته حضرت امير به خطاي خود اعتراف مي كرديد شجاعترين افراد بوديد و خطاي شما اين بود كه گول سياست كاران حرفه اي را خورديد و در كنگره آمريكا حاضر شديد و آن داستان پيش آمد .شما مدعي دفاع از منافع ملي هستيد و همجنين در نوشته هايتان مدام بينش سياسي خود را در ده سال گذشته به نمايش مي گذاريد ولي اينقدر بينش نداشتيد كه عواقب حضور در گنگره امريكارا پيش بيني كنيد شمائي كه قادر به درك مسئله اي به اين روشني نيستيد چگونه مي توانيد براي يك ملت آرمان هائي را به ارمقان بياوريد؟
روزنامه نگاران و سياسيون با بقيه مردم فرق دارند شما كه خواسته و يا ناخواسته وارد اين ميدان شده ايد بايد از پيش مي دانستيد كه دراين ميدان كوچكترين حركات شما زير نظر مردم خواهد بود نوشته هاي شما بيشتر به عز و جز آدمهاي كم طاقت و عاجز مي ماند تا يك فرد سياسي مقتدر بنده به شما نوصيه مي كنم كه خود را از اين وادي كنار بكشيد اين ميدان شيراني همجون گنحي را مي خواهد كه تا آخر ايستاد و دست هر نامحرمي را نفشرد . در مورد آقاي الپر ايشان يك روزنامه نگار مي باشند و شايد يكي از افراد نادر در اين صنف باشند اسم ايشان هم علي پير حسينلو مي باشد و همه هم او را مي شناسند بنده از فرانسه اين تكه نوشته را خدمتتان مي نويسم و اصلا حضوري با آقاي پير حسينلو آشنائي ندارم ولي بخاطر حرفه روزنامه نگاري با نوشته هاي ايشان آشنا شده ام و از همين طريق هم با خواندن اولين نوشته هاي ايشان اسم ايشان را يافتم پس ايشان از انتخاب اسم مستعار قصدي را كه شما متذكر شده ايد نداشته اند و از همين نوشته و قضاوت شما مي توان پي برد كه ديگر نوشته هاي شما تا چه اندازه مي تواند درست باشد و باز بخاطر همين قضاوت شما مي توان كمي در درستي مطالبي كه ديگران در مورد شما مي گويند صحه گذاشت.
در خاتمه بجاي پرخاش هاي نابجا بهتر است توضيحات خود را براي مخاطبان بگذاريد و لطف كرده نتيجه گيري را بعهده خود آنهابگذاريد .
موفق باشيد
Alpar tohin amiz va bad neveshteh, va behtreh zodtar ozr khahi koneh, hamin tor behtreh shoma bishtr tozih bede raje be sokhnrani kongreh va ertebateton ba sazgara
قابل توجه آقای امیر قلی دوست عزیز من دویست ملیون تومان وثیقه گذاشتم که شامل منزل پدری و دوستان خانوادگی می باشد که لطف کردند و شما می توانید به شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی بروید و سئوال کنید اما اینکه چرا با خروج من مخالفت نکردند . این را باید از نیروهای امنیتی و قضایی بپرسید اما می تواند دلایل زیادی داشته باشد مهمترین اینکه در ذهن شما و دیگرانی چون شما شبهه ایجاد کنند و یا دردسر من را در داخل بیشتر دانسته اند و البته با توجه به وثیقه عنداللزوم نیز می توانند بنده را احضار کنند و دلایل دیگر .اما من تنها کسی نبوده ام که خارج شده ام شما اگر حوادث یک سال گذشته را تعقیب کنید متوجه خواهید شما که از مختافین سیاسی کم نبوده اند که به صورت موقت و یا دائم از کشور خارج شده اند .در مورد آقای قابل هم بهتر است بدانید که ایشان پس از آزادی از زندان با تودیع وثیقه وقتی برای اولین بار به تاجیکستان سفر کردند با ممانعتی مواجه نشدند و ان هنگام بنده در زندان بودم و اساس سیستم امنیتی و قضایی ایران سیستم فکور و قاعده مندی نیست که بشود رفتار آن را پیش بینی کرد .به هر حال به لطف خدا تا حال با تکیه به توانایی شخصی اموراتم را گذرانده ام و پول و مالی نیز به اینجانب از هیچ جا نرسیده است اگر شما مدعی هستید آن را نشان دهید تا تمامی ان را به شما و دیگر مدعیان یک جا ببخشم .
آقای افشاری دم خروس یا قسم حضرت عباس !!! کدام را باور کنیم؟
البنه با الپر که می گوید از دولت آمریکا پول میگیرید مخالفم چون مطمئن عرضه آن را ندارید اما از نظام جمهوری اسلامی شک دارم که چیزی به شما نماسد ؟
می شود بفرمایید چگونه است که شماصبح به5 سال زندان محکوم می شوید شب از کشور خارج میشوید اما مثلا هادی قابل و خیلی های دیگر بدون محکومیت ممنوع الخروج اند ؟
می شود بفرمایید از کجا آن وثیقه سنگین 300000000 را تامین کردید ؟
قابل توجه دوستانی که کامنت گذاشتند : در مورد سخنرانی در کنگره توضیحات لازم را داده اند و حقیقت ماجرا همان بود بدون کمی و افزونی .کسانی که اتهام زدند و موارد خلاف واقع بیان داشتند تا کنون هیچ مستندی برای حرفهایشان ارائه نکردند .این مضوع بازتاب های گوناگونی داشت الیته در فضای وبلاگ نویسی و مقالات منتشر شده در سایتها و کامنتها و نظر خواهیه حجم نظرات موافق غلبه اشکاری بر نظرات منفی داشت .ضمن آنکه مطلب اکثریت مطلق منتقدین ارتباطی با محتوی سخنان ما نداشت و متاثر از پیش فرضهای آنها بود .به ان دوستی که نصیحت کرده نیز می گویم هنوز برای تنیجه گیری زود است .اولین آزمون عمومی نشان خواهد که حق با چه کسی است و کدان دیدگاه مخاطبان بیشتری در مردم دارد . بعد اساس پیش فرض شما محل بحث است تا نتیجه گیریتان .در مورد دوستی که خواسته بودتوضیح بیشتر بدهم ، آخر جواب دروغ های شاخدار و مسائلی که در جهان خارج به وقوع نپیوسته اند و ساخته و پرداخته اذهان متوهم ، ناآگاه و مغرض می باشد را جز تکذیب چه می توانم بکنم .باآقای سازگارا نیز ارتباط خاصی ندارم و در حد رابطه متعارف دو فعال سیاسی و هم وطن می باشد .
سلام...از کوزه همان برون طراود که دراوست....نقدی بر الپر در وبلاگم نوشته ام....پیروز باشید
ba salam.fekr mikonam bayad pasokh tohmathaye alpar ra dad.inha be zoodi jasoortar mishavand va dayereh etehamat ra ta akbar ganji ham miresanand.
جناب افشاري به طور معمول كم هزينه ترين عكس العمل در برابر به قول شما اتهامات تكذيب كردن است ... استاد كسي كه در كنگره امريكا سخنراني مي كند يا در فكر تاسيس راديو در ينگه دنياست كه يك آدم عادي و معمولي كه به جايي بند و وصل نيست نمي تواند باشد كه ... اي كاش يك موي كساني امثال گنجي در تن شما مي بود ...
جناب افشاری!
با /ان که نقد های بسیار عمیقی به نظرات و کنش های سیاسی شما خصوصا در این اواخر وارد می دانم. اما عملکرد دوستان شکست خورده و ورشکسته ی سیاسی را در راستای اعلام اردت خود به جریانات برادر شان می بینم. ان آقایان از همان ابتدا کار سیاسی را با دلالی و بازی های سیاسی را با پدرسوخته بازی اشتباه گرفته اند.
امیدوارم شما با ایجاد یک بستر درست و پاسخگویی به نقدهای منطقی برخی از دوستان همچون نقدهایی که بچه های چپ و سوسیالیست دفتر تحکیم به شما وارد کردند بستر منطقی و مناسبی برای ایجاد بحث فراهم آورید.
علی جان موفق و پیروز باشی!
آقای افشاری عزیز درود بر شما.
این اباطلات که دار و دستهء جابری و فاشیستها به کمک کیهانیستها دارند می پراکنند، اتفاقا صداقت و پاکدامنیت را نشان می دهد.
هر کس نداند ما که می دانیم.
خوب یادمه در دبیرستان علامه حلی تهران در هنگام انتخابات 2 خرداد 76 با این آقای علی پیر حسین لو همیشه بحث می کردیم . ما طرفدار سرسخت خاتمی و ایشون هم از حامیان ری شهری و ناطق! شلمچه مسعود ده نمکی هم هیچ وقت از دستش نمی افتاد. تازه بعد از انتخاب خاتمی هم مهمترین دغدغه ذهنیش این بود که خاتمی تو مراسم تحلیف باید دست آقا رو ماچ کنه !
روزهای اولی هم که رفت دانشکده فنی تهران اخبار فعالیتش تو بسیج رو داشتم . تا اینکه یه دفعه خبر دار شدیم آقا شدن اصلاح طلب.
حالا از اون موقع واسه این روزها ایشون تو آب نمک خوابیده بودند یا بعد از دیدار با موتلفه روسای مشارکتی فرمان حمله به علی افشاری رو دادن دست این آقا الله اعلم !
علی عزیزم!
این روزها روزهای آغزین دانشجوییم را به یاد می اورم روزهایی که چندی بعدش تورا در زندان دیدم. من همین جا می گویم من با طرح علی برای رفراندم اگرچه در آغاز موافق بودم و به تغییر قانون اساسی هم هم چنان معتقدم. اما زمان آن را نادرست دانشته و می دانم. اما علی برای من نشانی از الگویم بازرگان را دارد. علی جان این ها همانانند که پیرمرد را جاسوس می خواندند و... علی جان تو نیز رویه چون آن بزرگوار پیشه ساز و می دانم که روان آسوده ات بی آلایش است از این زخم ها. علی جان افسوس می خورم که ما چونان تو شجاع نبودیم و عرصه را سپردیم به ...
علی عزیزم!
در تمام این سختیها مرا مثل برادری کوچکتر در کنار خود بدان
جناب افشاری با تمام انتقاداتی که به شما دارم و گاها شما را مسوول خیلی از اتفاقات می دانم اما شما فردی قابل احترام هستید ...
نباید احترام شما زیر پا نهاده بشه ...
بزرگترین اشتباه شما حضور در کنگره امریکا بود ..
باید پذیرفت ضربه سهمگینی به جنبش دانشجویی وارد کرد ...
موید باشید
سلام اقای افشاری.من هم مثل دوستان معتقدم شما بعد از زندان دچار تحول شدید و راهی که در دو سال گذشته پیموده اید به غایت خطاست.شما در کنگره آمریکا ابزاری بودیت که از شما سوئ استفاده شد.هر چند شما سعی کردید چیزی نگویید اما سناتوری که قبل از شما سخن گفت توضیح داد شما را برای چه آورده است.نمی توانید این را منکر شوید.درثانی با طرح بچه گانه رفراندوم حرفی را زدید که نه صلاحیت آن را داشتید و نه امکاناتش را.به هر حال امیدوارم جرات داشته باشید به اشتباهات خود در بیرون ایران . نه مانند آن زمان که در زندان اعتراف کردید اعتراف کنید.اگر آن اعتراف اول تحقیرتان کرد اعتراف دوم شما را بزرگ خواهد کرد.بزرگ!!
بنام خدا
آقاي افشاري از اينكه در مورد شما مطالبي در يكي از رسانه هاي اينتر نتي در ج شده شما چرا اينهمه ناراحت شده ايد. طبيعت كار سياسي اين است كه عده اي بر عليه شما مطلب بنويسند و عده اي هم از طرز كار و فكر شما طرفداري كنند و اين وابستگي به گرايش هاي افراد دارد. لحن شما بعنوان يك فرد سياسي لحن درستي نيست. نويسنده مطلب با دست رسي به اطلاعاتي در مورد شما اقدام به درج آنها كرده است و اين كار در حرفه اطلاع رساني كار عجيبي نيست و انعكاس وسيع واكنش هاي مثبت و منفي به اين مطلب خود نشان از اهميت آن مي باشد. و شما هم بعنوان يك فرد سياسي نمي بايست نويسنده مطلب را متهم به انواع و اقسام جرم ها بكنيد چرا كه همان ايراد هائي كه شما بنويسنده وارد مي كنيد با اين لحن متوجه خود شما مي شود . عموما در دنيا رسم بر اين است كه افراد با ورود به صحنه سياسي قبول مي كنند كه زندگي شخصي آنها هم مورد توجه افكار عمومي قرار گيرد براي روشن شدن مطلب مثالي بزنم مثلا اگر بنده از يك فرد عكسي بگيرم و بدون اجازه او حتي در يك وب شخصي از آن استفاده كنم وي مي تواند از دست بنده به مراجع قضائي شكايت كند و دادگاه بخاطر اين كار بنده مي تواند مرا جريمه سنگين و يا زنداني كند .ولي اگر بنده عكسي از رئيس جمهور فرانسه و يا يكي از سياست مداران اين كشور را حتي در حال خاراندن آنجايش درج كنم وي نمي تواند از بنده شكايت كند و اگر هم اين كار را بكند نتيجه اي از اين كار نخواهد گرفت چرا؟ براي اينكه اين مسئله مورد قبول جوامع قرار گرفته كه سياسيون و هنرمندان از همين رسانه ها براي تحت تاثير قررادادن افكار عمومي استقاده كرده و نكات مثبت خود و برنامه خود را ارائه مي كنند و حال اگر حتي زندگي شخصي آنها به صحنه رسانه ها كشيده شود و نكات منفي آنها در آنها درج شود اشكالي نخواهد داشت .پس بنابر اين شما بمحض ورود به ميدان سياست نبايد انتظار داشته باشيد كه رسانه ها با شما مثل افراد عادي رفتار كنند . و اگر طاقت اين كارها را نداريد نبايد وارد اين ميدان مي شديد.حال درمورد مسائلي كه در مورد شما زده شده بنده با نويسنده كامنت علي آقا موافقم كه شما بايستي با حضور در كنگره امريكا انتظار اين واكنش ها را پيش بيني مي كرديد و در پي آن اگر متوجه شديد اين كار عمل خطائي بوده مي بايستي با يك عذرخواهي مي توانستيد مسئله را تمام كنيد .نه تنها شما اين كار را نكرديد بلكه براي توجيه آن بارها مطلب نوشته ايد كه همه آنها بيشتر مثل عذر بد تر از گناه بوده تا توجيه قانع كننده البته اينهم بخاطر سوابق دولت مردان آمريكا در جهان سوم و كشور ما بر مي گردد و شما بايستي بعنوان يك فرد سياسي باين امر واقف بوده باشيد.
در مورد اخير هم تهمت هائي بنا بنوشته خودتان بر شما وارد كرده اند كه روح شما از آن بي خبر است شما نوشته ايد كه شما اصلا اطلاعي از چنين برنامه اي نداشته و نداريد .بنظر نگارنده اگر شما همين حرف را بطور خيلي خلاصله و بعنوان تكذيب اين خبر بدون پرداختن به سربازان امام زمان ، باج بگيران بازتاب و غيره مي نوشتيد بطور حتم اثرات بيشتري مي توانست بر مخاطبان شما داشته باشد تا اينكه صغرا و كبرا را بهم وصل كرده و در پي اثبات شيطنت طراحان اين مطلب بر آمده مسئله بدتر كرديد.
در هر صورت بنده به شما توصيه مي كنم هر كاري كه در راه ايده آلهاي خود براي ايراني بهتر داريد اگر با كمال شفافيت به مخاطبان بگوئيد مطمئن باشيد كه قشري از جامعه را متوجه آن خواهيد كرد ولي با تهمت هاي ناروا به اين آن بيشتر شبهات را نسبت بخود و يا ياران خود افزوده ايد
علی من مطلب نوشتم درموردت.اما همون جا تمامش کن.نذار طول بکشه لطفا....
سلام! يك مطلب در اين زمينه نوشتم آقاي افشاري لطفا حتما بخوانيد!
مرسي
اگر امكان هم داشت لينك و نظر دهيد!
دووستان ! غوغا بر سر چیست ؟ آخرش اینست که برادرهای مومن و خداجوی حزب مشارکت ایران اسلامی ثابت می کنند افشاری ، عطری و سازگارا از طرف سیا ساپورت مالی می شوند .
دوستان در مورد وطن فروشی می گویید ، چرا که نه از منافع ملی چیزی میدانید نه از مفهوم وطن فروشی . برای شما دوستان هراسان و رنگ پریده مشارکتی عرض می شود ، هر کس
یا گروهی که اقدامی بر خلاف منافع ملی کشور انجام دهد که باعث ایجاد خلل در آزادی و امنیت هموطنانش شود ، وطن فروش نام دارد . وطن فروش در دیار ما کسانی اند که با اقدامات ابلهانه و با نگاه جزمی و ایدئولوژیکشان نه آمریکا که کل دنیا را علیه ما بسیج می کنند . فکر کنید و به یاد آورید که خاتمی و دار و دسته اش که اکپریت آنها سوابق ننگینی نیز از دهه شصت از خود به جای گذاشته اند ، با بی لیاقتی یا هر چه که اسم می گذارید در همان دوران اصلاحات به خواست نهادهای انتصابی تن دادند و این بحران از همان روز آغاز شد . سخن کوتاه ، حمله آمریکا هم بسیار ممکن و هم بسیار مطلوب است . با سنجیدن هزینه و فایده ، هجوم نظامی آمریکا به ایران در این شرایط بهتر از سرکار ماندن حکومت سلطانی ، مستبد ، قرون وسطایی ، فاسد و فاشیست جمهوری اسلامی است . یک حکومت آپارتایدی زاود برای ایران و تمام دنیا . اگر انسانهای بی شرف ، دغل و فریبکاری مثل برادران مشارکتی ما ، هم سفرگان عسگر اولادی و بادامچیان می شوند تا کثافت موجود را تداوم دهند بگذارید ما اینگونه وطن فروشی کنیم .
کامنت زیر ما رو روشن کرد:
خوب یادمه در دبیرستان علامه حلی تهران در هنگام انتخابات 2 خرداد 76 با این آقای علی پیر حسین لو همیشه بحث می کردیم . ما طرفدار سرسخت خاتمی و ایشون هم از حامیان ری شهری و ناطق! شلمچه مسعود ده نمکی هم هیچ وقت از دستش نمی افتاد. تازه بعد از انتخاب خاتمی هم مهمترین دغدغه ذهنیش این بود که خاتمی تو مراسم تحلیف باید دست آقا رو ماچ کنه !
روزهای اولی هم که رفت دانشکده فنی تهران اخبار فعالیتش تو بسیج رو داشتم . تا اینکه یه دفعه خبر دار شدیم آقا شدن اصلاح طلب.
حالا از اون موقع واسه این روزها ایشون تو آب نمک خوابیده بودند یا بعد از دیدار با موتلفه روسای مشارکتی فرمان حمله به علی افشاری رو دادن دست این آقا الله اعلم !
کسی که واسه شریعتمداری لقمه بگیره یه ریگی به کفش داره. راستی علی آقا ما رو حلال کن. وقتی فهمیدم رفتی کلی فحشت دادم. ولی خوب کردی رفتی. حالا هم مراقب خودت باش و این بی نزاکت ها رو محل نده. خوش باش جوون و بجنگ برای آزادی وطن.
دمت گرم. خیلی خوب گفتی. دستت را از دور می فشارم.
Never explain--your friends do not need it and your enemies will not believe you anyway.
از ادبيات علي پيرحسين لو تعجب مي كنم! دارد خيلي به ادبيات كيهان نزديك مي شود. آنهم كسي كه روزگاري خودش جز فعالين همين انجمنهاي اسلامي بود و همين رفتارها با خودشان در دانشكده فني مي شد. درعين حال كه حضور شما در كنگره آمريكا را هم اشتباهي فاحش مي دانم، در حسن نيت شما شك ندارم.
حمایت کیهان و برادر حسین از نوشته ی الپر سنگ محک خوبی بود برای عیان ساختن باطن برخی...چرا کیهان از الپر حمایت کرد؟
من قبلا خیلی از افکار واندیشه های شما خوشم می امد ولی وقتی شما را در کنگره امریکا دیدم نظرم برگشت. شاید به من حق بدهیداما جدا از مسا ئل شخصی که در با ره شما مطرح شد در باره بقیه مسا ئل حق را به الپر بدهم
سلام آقاي افشاري من کسي نيستم و اطلاعاتي ندارم كه بخوام قضاوت کنم فقط تجربهام رو روايت ميکنم در مورد آقاي زاهدي كه گفته پير حسين لو حزب للهي بوده يا بسيجي, مي خواستم بگم من هيچ ايرادي نميبينم كه کسي ولايتي دو اتشه باشد و بعدا مشرکتي تحکيمي يا.. بشود اين حرف از بنياد غلط است كه کسي را به خاطر سابقه اش محکوم کنيم متاسفانه کاسه ي داغتر از آش در ايران کم نيست اين ها در گفتمان جديد جايي ندارند حرف درست رو همون کسي زد كه گفت حرفهايه آقاي پيرحسين لو مثل ادبيته کيهان هست.
چيزي كه ميخواهم بگويم اين است كه اگر دغدغه ئ اين مرزو بوم را داريم سعي کنيم کيهاني نباشيم واقعاً اين کيهان در بدن خود فرهنگ سازي هم مي كند از طرفي هيچ کس به اندازه ي کيهان ظاهراً دغدغه ئ استقلال كشور را ندارد تا جايي كه سر دبير ورزشيشان هم استقلالي هست شوخي بود.
حالا اگر بخواهيم خيلي نظريه توطئه را جدي بگيريم و من هم يک کارگزار جمهوري اسلامي باشم بايد بگم بودن آقاي افشري در کنگره فقط براي ايجاده تصوير بهتري از جريياته ايران بوده و از جنگه حتمي با ايران جلوگيري مي كند پس بگذاريم برود حرفش را بزند چرا نه . اتشباره روزنامهامان را هم ميگذاريم براي فتنه اندختن. با يک تير دو نشان ميزنيم بلكه بيشتر. هم وزارت امور خارجه روي حرفهايه آنها حسابه بهتري باز مي كند و هم گفتمان نيوکانسروتيو هاي دو طرف, انها را به جنگ و جدل نميکشد فقط اين وسط سر بعضي ها كه دلشان ميسوزد به زير آب مي رود آقاي پيرحسين لو اگر اينجا را ميخوانيد از آن نيمه پشيماني هم كه ابراز کرديد تشکر ميکنم و آقاي افشاري خود ميداند چه بکند . رخصت .
سلام
چه طوری علی افشاری؟ خوبی؟ چه قدر جالب بود برام که وبلاگت رو دیدم. رفتم به همون روزهای پلی تکنیک. یادش به خیر. من رو که یادت میاد؟ عطا صادقی. اون سر دنیا خوش می گذره؟ سیاست به کنار؛ خودت خوبی؟ زندگی خوبه؟ امیدوارم باز فرصتی پیش بیاد که هم دیگه رو باز ببینیم.
علی افشاری سوپرمن که نیست. یک آدم است با توانایی های مشخص و محدود. وانگهی تا به حال خوب عمل کرده. کسانی که دور ایستاده اند و می فرمایند لنگش کن، تشریف بیاورند یک هزارم کاری را که افشاری کرد، انجام بدهند. این گوی و این میدان.
سلام علی جان، خیلی از مطلب علی ÷یرحسینلو ناراحت شدم، باهاش تماس گرفتم و اعتراضم رو تلفنی بهش گفتم، از برخی از دوستان هم خواستم که باهاش صحبت کنند، خوشبختانه دیدیم امروز لحنش عوض شده، ولی کلاً جو سنگینی ایجاد شده، و فشار زیادی روی دوستان هست، .. من هنوز معتقدم علی افشاری سالم ترین و صادق ترین عضو دفتر تحکیم در همه ادوار هست.
و اگر نانی از نام جنبش دانشجویی به کسی رسیده اون اشخاص کسانی بودند که عضو مجلس و شورا و وزارتخانه ها و شرکت هایی مثل پتروپارس و ... شدند.
افرادی مثل علی افشاری به جنبش دانشجویی آبرویی دوباره بخشیدند.
سلام علي جان
اميدوارم خوب باشي و فاصله جغرافيايي فشار ها رو روت تشديد نكنه.
ولي ادب كردن اين {...} رو بسپار دست پلي تكينيكي ها!خبراش مي رسه.
يه نقدي هم به قضاياي اخير دارم كه ايميل ميزم.
خوب باشي.
زنده باشيد اقاي افشاري
نمی دونم چرا نمی توانیم برای نوشتن هر نقد و حرفی شخصیت دیگران را له نکنیم ...گاهی لازم است بدون اینکه دیگران را تکه تکه بکنیم حرف بزنیم... همیشه مخالفان یک دسته نیستند ... گاهی دوستانی هستند... و گاهی هم... سال هاست در هر محفل سیاسی و عمومی دیگرانی را که با ما هم عقیده نبوده اند به نام حکومتی و مزد بگیر و غیره خوانده ایم... امروز اگر کسی مخالف من بنویسد از رهبر فرمان می برد و دوست نزدیک دهنمی است... و فردا اگر قدرت به دست من افتاد شایسته اعدام و زندان... آقای افشاری،دوستان عزیز دیگر!! سالهای 64 و 65 را فراموش نکنید هنوز خانواده های زیادی داغدار عزیزانشان هستند... گاهی دعا میکنم نه انقلاب دیگری باشد و نه تغییر حکومتی ... که می دانم جویبار خون تازه ای به راه می افتد... وقتی هنوز نمی توانیم بدون توهین بنویسیم...
پ.ن: متاسفم که دوستانی مانند الپر و شما برای هم شمیشیر می کشید .... ما به همراهی نیاز داریم و نه دشمنی که قرن هاست در دشمنی زندگی می کنیم...
age hameye oon chizayi kgoftin dorost bashe! chetorye k vaghty hokme ghazayi dashtid toonestid az iran kharej beshin? dar halike tebghe ghanoon shoma ejazeye khorooj az keshvar ra nadashtid! in ra chetor mikhahid tojih konid? dar bareye in k 10 sal namayandeye jonbeshe daneshjooyi boodin ham hame midoonan k in shoma boodin k tashkilat ro raha nemikardin va ella kheili ha montazer boodand t ashoma breid v be jaye shoma faaliat konan pas b in eftekhar nakonid
به قول آقای گنجی دروغ گفتن در بعضی مکاتب ارزش تلقی میشود
امید وارم روزی این مصونیت غذایی از بین برود و کسانی که از قلم شان برای تهمت زدن استفاده میکنند رسوا شوند
در ضمن من به عنوان یک ایرانی به خود میبالم که هموطنم در ساختمان کنگره امریکا هر چند کوتاه به ایراد سخنرانی پرداخته و باید گفت که اگر در این ماجرا وطن فروشی انجام شده باشد آن وطن فروش نمایندگان کنگره بوده اند که بیگانه ای را به آنجا راه دادند
علی عزیز در تمام دوران دبیرستان الگویم بودی میخواستم دانشجو شوم تا چون توباشم حالامن دانشجوی ترم2هستم وتو با رفتنت همه چیز راخراب کردی باعث شدی همه بمن بخندند وبگویند الگویت وطن فروش است علی عزعزم ترا به خدا جوابی بده که دلم ارام بگیرد