رها واهه ديوار نوشته بيداد سايه ديده بان آئينه سيزده  
 
رها
يادداشت هاي علي افشاري



قرباني استقلال خواهي ‏NGO‏ ها
علي افشاري، یکشنبه،29 اکتبر 2007


بازداشت دکتر سهراب رزاقي را مي توان وجه نمادين تلاش سازمان هاي غير دولتي (‏NGO‏) براي صيانت از ‏استقلال خويش و مصونيت از دست اندازي هاي ساختار قدرت دانست.‏

وي از پيشگامان فعاليت هاي ان جي اويي در ايران است و همچنين در کسوت يک استاد دانشگاه و پژوهشگر ‏مسائل سياسي دستي هم در جنبش دموکراسي خواهي دارد. ارزنده ترين فعاليت وي، بنيانگذاري موسسه کنشگران ‏داوطلب بود که حکم مادر سازمان هاي غير دولتي در ايران را داشت و چندي پيش از سوي وزارت اطلاعات و ‏با حکم قضايي تعطيل و منحل شد.‏

دکتر رزاقي از صاحبنظران برجسته در خصوص فعاليت ها و سازمان هاي غير دولتي است که تمام هم و غمش ‏را در ساليان اخير بر روي توسعه و تقويت سازمان هاي غير دولتي هم در عرصه نظر و هم به صورت عملي ‏گذاشته بود. ‏

اصرار وي بر استقلال ان جي او ها و مخالفت وي با شبه ان جي او هايي که از سوي دولت راه اندازي شده بودند ‏و تعهد محکم وي به اصول و اخلاق کار ان جي اويي به مذاق کساني که فعاليت مستقل سازمان ها و موسسات ‏اجتماعي را بر نمي تابند، خوش نيامد و دولت مهرورزي در راستاي تحديد و سرکوب حوزه عمل مستقل ان جي ‏او ها و هدايت آنها به سمت وابستگي به حکومت، از چندي پيش برخورد با او را در دستور کار قرار داد. ‏

ابتدا در پوشش پايان قرارداد از دانشگاه اخراجش کردند و پس از تهديد هاي فراوان، سازمانش را منحل کرده اند ‏و حال نيز او را روانه بازداشتگاه 209 کرده اند تا تاوان ايستادگي بر روي اصول و نپذيرفتن خواسته هاي ‏نامشروع حاکميت پادگاني – امنيتي را پس بدهد.‏

ان جي او ها در طول ساليان اخير نقش مهمي در ايجاد طراوت در جامعه و توسعه ظرفيت ها و قابليت هاي ‏کوشندگان اجتماعي داشته اند که نتيجه تلاش آنها تقويت عرصه عمومي بوده است. ‏

از اين رو ساختار قدرت که همواره در ايران تمايل به کنترل تمامي عرصه هاي اجتماعي داشته است، اين مسئله ‏را تهديدي براي خود ارزيابي کرد. اعمال سياست هاي سختگيرانه در صدور مجوز، دخالت وزارت اطلاعات در ‏فرايند تاييد صلاحيت موسسين، تهديد و تطميع فعالان از سوي نهاد هاي امنيتي، راه اندازي ان جي او هاي وابسته ‏و تلاش براي کاناليزه کردن ارتباط نهاد هاي خارجي با آنها عمده سياست هايي بودند که به کار گرفته شدند تا ‏فضاي رو به رشد ان جي او ها در دوران اصلاحات متوقف شده و در چهارچوب مورد نظر مهار گردد.‏

اما ناکامي اين روش ها در دوران آخر عصر اصلاحات مصادف با روي کار آمدن دولت اولترا اقتدار گراي ‏احمدي نژاد شد. دوراني که سختگيري بر ان جي او ها در صدر فعاليت وزارت کشور قرار گرفت. از اين رو ‏دوره جديدي براي ان جي او ها پديدار گشت که مصطفي پور محمدي دو راهي همکاري با دولت و قرار دادن يک ‏عضو هيات امناي مسجد يا بسيج محل در هيئت مديره ان جي او ها يا تعطيلي و انحلال را پيش روي آنها قرار ‏داد.‏

همچنين وزارت کشور قانون جديدي را براي سازمان هاي غير دولتي تدوين کرد که به شکلي قانوني وابستگي به ‏حکومت را توجيه مي کرد و به عبارتي ميخي بر تابوت استقلال ان جي او ها بود.‏

همچنين متهم کردن نهاد هاي غير انتفاعي به زمينه سازي براي انقلاب مخملي و جاسوسي ديگر اقدامي بود که ‏صورت گرفت تا ارتباط و همکاري بين نهاد هاي داخلي با ان جي او ها و سازمان هاي غير دولتي قطع شود و ‏آنان از امکانات مشروع خارجي محروم شوند و در عوض نهاد هاي وابسته به دولت از اين امتيازات برخوردار ‏شوند. ‏

اين مسئله در شرايطي که هنوز فعاليت هاي غير دولتي در ايران حرفه اي نشده است و حکومت به شدت نسبت به ‏کساني که قصد پشتيباني مالي و لجستيک از ان جي او هاي مستقل دارند، حساس است، تاثيري بسزا در اخلال در ‏روند اين گونه از فعاليت ها دارد.‏

در اين شرايط دو ديدگاه در ميان فعالان ان جي او ها شکل گرفت. ديدگاه نخست بر نوعي سازگاري با شرايط ‏جديد تاکيد داشت و در برخوردي محافظه کارانه بر پذيرش خطوط قرمز ترسيم شده از سوي دولت جديد اصرار ‏مي کرد و حتي معتقد بود که بهتر است نهادهاي خارجي به همکاري با شبه ان جي او و نهاد هاي وابسته به ‏حاکميت ترغيب و تشويق شوند. ‏

در مقابل نظر ديگري که دکتر رزاقي از چهره هاي شاخص مدافع آن بود، به حفظ استقلال ان جي او ها و ‏مقاومت در برابر سياست هاي انقباضي و محدود گرايانه دولت جديد اعتقاد داشت. اين ديدگاه ضرورت شناخت ‏الزامات فضاي جديد، آسيب شناسي ان جي او ها، تشکيل شبکه فعالان سازمان هاي غير دولتي و حمايت نظام مند ‏آنها از يکديگر را مطرح مي کرد و همچنين اهميت آگاهي بخشي پيرامون منافع پذيرش موجوديت استقلال ان جي ‏او ها براي جامعه، دولت و توسعه کشور را گوشزد مي کرد.‏

بنابراين بازداشت دکتر رزاقي در واقع هزينه اي است که وي بر ايستادگي بر سر حقوق سازمان هاي غير دولتي ‏و مقاومت در برابر لوث شدن اين نوع از فعاليت ها مي پردازد.‏

مطابق قانون اساسي ايران و کنوانسيون هاي جهاني که اجراي آنها براي حکومت ايران الزامي است، بازداشت ‏دکتر رزاقي توجيهي جز رفتار ناقض حقوق بشر حکومت و سياست آن در مقابله با شکل گيري فضاي مستقل در ‏جامعه ندارد. ‏

از همين الان مي توان پيشبيني کرد که دکتر رزاقي را تحت فشار قرار خواهند داد تا دوباره سناريوهاي نخ نماي ‏قبلي در شکل ديگري تکرار شود و سخن از وابستگي به دست هاي توطئه گر خارجي، سيل دلار هاي اعزامي به ‏ان جي او هاي ايراني و تسهيل انقلاب مخملي به ميان آيد.‏

اما افکار عمومي روشن تر از آن است که چنين ادعاهاي سست بنيادي را بپذيرد. دستگيري کسي که جز فعاليت ‏خالصانه براي کار هاي عام المنفعه تلاشي نداشته است و همه زندگي خود را بر سر اين راه گذاشته و حتي ريالي ‏هم در کل دوران فعاليتش در ان جي او ها حقوق نگرفته، از حضور در ميدان سياست و به کار گيري ادبيات ‏سياسي پرهيز داشته است، حاصلي جز روسياهي بيشتر اذهان توطئه انديش حاکم بر دستگاه امنيتي ندارد. ‏

کساني که روزي در دادگاه انقلاب ان جي او را ابزار براندازي! معرفي کردند و اسباب مزاح و تمسخر افکار ‏عمومي داخل و خارج شدند، بايد عبرت لازم را از ناکامي آن ماجرا مي گرفتند.‏

‏ مگر انحلال ان جي او ها و بازجويي و برخورد هاي قضايي با دست اندرکاران آنها چه نتيجه اي داشته است؟ ‏کدام ادعاي مصطفي پور محمدي و محسن اژه اي در وابستگي ان جي او ها به خارج تا کنون اثبات شده و ‏مستندي ارائه شده است؟

حمايت از حقوق شهروندي دکتر رزاقي و تلاش براي آزادي او که بدون سر و صدا تمامي توانش را مصروف ‏توسعه عرصه عمومي و بهبود حقوق بشر در ايران قرار داده است، وظيفه تمامي کساني هست که دل در گرو ‏بسط دموکراسي و رعايت مولفه هاي حقوق بشري دارند. بخصوص فعالان سازمان هاي غير دولتي که وي حق ‏زيادي بر گردن آنها دارد.‏


این مقاله در روزنامه اینترنتی روز در تاریخ 6/08/1386 منتشر شده است.


ارسال نظر



علي افشاري
متولد 1352 در شهر قزوين

فعال سياسي و حقوق بشر


استفاده از مطالب اين سايت براساس لايسنس كريتيو براي استفاده غير تجاري آزاد مي باشد.