تغيير سياست يا تداوم ديپلماسي
علي افشاري، 07, 2008


ارسال پاسخ رسمي ايران به بسته پيشنهادي گروه 1+ 5 هزارتوي پر دامنه پرونده هسته اي ايران را وارد ‏مرحله جديدي کرد. جزئيات اين پاسخ که از سوي سعيد جليلي مذاکره کننده ارشد هسته اي ايران تحويل خاوير ‏سولانا شد، مشخص نيست، فقط مقامات ايراني گفته اند که فضاي حاکم بر اين جواب متمرکز بر فصل مشترک ‏بسته هاي پيشنهادي طرفين با تاکيد بر نگاهي سازنده و خلاق است. ‏

بنا بر گزارش هاي غير رسمي ايران با انتقاد از رفتار دوگانه مقامات غربي و متهم کردن آمريکا به تلاش براي ‏ممانعت از دستيابي ايران به دانش هسته اي صلح آميز، بي اعتمادي حاکم بر جريان مذاکرات را مانعي جدي براي ‏توافق قلمداد کرده و ضمن تکرار غير قانوني بودن تحريم هاي مصوب شوراي امنيت سازمان ملل ، خواستار ‏برقرراي دور جديد مذاکرات با مبنا قرار دادن وجوه مشترک و دوري از رفتار هاي يکجانبه گرايانه و تکبرآميز ‏شده است. در واقع مقامات تهران با سکوت در برابر تداوم و يا تعليق غني سازي اورانيوم، از حساس ترين و ‏بحث برانگيز ترين قسمت مناقشات عبور کرده اند. امري که از ديدگاه کشورهاي قدرتمند دنيا به عنوان پيش شرط ‏ارائه اعطاي مشوق ها و تعليق تحريم هاي بيشتر از ناحيه سازمان ملل مطرح است. ‏

اين پاسخ و اظهار نظر هاي علي اکبر ولايتي مشاور ارشد رهبري و منوچهر متکي وزير خارجه در ارجحيت ‏مسير مذاکره و ديپلماسي و دوري از واکنش هاي راديکال، اگرچه آرامشي ناپايدار و گذرا را فراهم کرده است که ‏کاهش اندک بهاي نفت خام در بازار جهاني از پيامد هاي آن است وبدينگونه بار ديگر، اميد به حل مسالمت آميز ‏اين کشمکش کشدار را افزوني داده است، ولي با کنکاشي موشکافانه، چشم انداز مناسبي براي موفقيت مشاهده نمي ‏شود.‏

همانگونه که برخي از ديپلمات هاي غربي اشاره کرده اند، پاسخ جديد حاوي نکات جديدي نيست و با نپذيرفتن ‏توقف کوتاه مدت توليد سوخت هسته اي ، عملا ظرفيتي موثر براي برون رفت از"بن بست موجود"، ندارد.‏

اميدواري براي کاهش تشنج و گشوده شدن مسير جديد براي توافقات، درست زماني مطرح است که سايه برخورد ‏نظامي بر آسمان تاسيسات هسته اي ايران سنگيني مي کند. مانور نظامي اسرائيل در سواحل شرقي درياي مديترانه ‏و انتقادات تند برخي از مقامات اين کشور نسبت به ناکارآمدي تحريم هاي کنوني در ممانعت از برنامه هاي هسته ‏اي ايران که به زعم آنان در مسير دستيابي به تسليحات اتمي است و متقابلا واکنش مقامات سياسي و نظامي ايران ‏، دور جديدي از نگراني ها پيرامون بروز جنگي ديگر در منظقه پر آشوب خاورميانه را پديد آورده است.‏

اسرائيل با علم به مخاطرت برخورد نظامي مستقيم با ايران، در وهله نخست تمايلي در اقدام به آن ندارد و در ‏ضمن، منافع ملي و ژئواستراتژيکش اقتضا مي کند که در پشت جامعه جهاني و بخصوص آمريکا حرکت کند و با ‏رايزني و تدابير مختلف آنهارا ترغيب به افزايش سختگيري بر ايران نمايد، منتها در صورتي که اطمينان حاصل ‏کند که ايران به مرزهاي دانش هسته اي حساس نزديک شده است، در روندي اجتناب ناپذير براي تخريب توان ‏هسته اي ايران و نواختن بر شيپور جنگ محدود مانند حمله به عراق وسوريه در سال هاي 1981 و 2007 قرار ‏مي گيرد.‏

امري که در خصوص آن بين کارشناسان امنيتي و نظامي اسرائبل و آمريکا توافقي وجود ندارد و اسرائيلي ها ‏تداوم روند کنوني غني سازي اورانيوم حداکثر تا پايان سال آينده در ايران را براي ساخت بمب هسته اي در اندازه ‏متوسط کافي مي دانند ، ولي امريکائي ها بر اساس گزارش برآورد اطلاعاتي سازمان هاي امنيتي شان معتقدند که ‏ايران برنامه توليد سلاح اتمي را در سال 2003 متوقف کرده است و از سرگيري مجدد آن و يا انحراف فعاليت ‏هاي کنوني براي رسيدن به اهداف نظامي زمان بيشتري را طلب مي کند.‏

فرمانده سپاه و مسئول ستاد مشترک نيروهاي مسلح ايران تهديد کرده اند که با جدي تر شدن خطر جنگ، واکنش ‏تلافي جويانه ايران بسيار سهمگين و پشيمان آور خواهد بود و علاوه بر اقدامات نظامي بر عليه متجاوز، تنگه ‏هرمز اين شاهراه حياتي انرژي دنيا را خواهند بست. محمد علي جعفري موشک هاي پيشرفته و با تواني مهلک و ‏همچنين قايق هاي برق آساي نيروي دريايي سپاه را ابزار هاي تواناي ايران در نابودي شناور هاي دشمن در خليج ‏فارس و مهار ناوهاي غول پيکر آمريکايي دانسته است. وي گفته است دامنه جنگ احتمالي به کشور هاي ميزبان ‏نيروهاي آمريکايي نيز سرايت خواهد کرد. اعلام رسمي برنامه ريزي براي ايجاد 320 هزار قبر براي متجاوزان ‏جنگي از سوي سردار باقر زاده مسئول جستجوي اجساد شهدا و مفقودين و نامه پراکني هاي او به صليب سرخ ‏جهاني در زمينه دريافت کمک براي ثبت نام سربازان متجاوز و همچنين آماده باش نيروهاي نظامي، گمانه ها ‏براي آمادگي ايران براي رويارويي نظامي در منطقه را افزايش داده است.‏

همچنين وزير نفت ايران با تشبيه خطر حمله نظامي به ايران به جوک ، پاسخ ايران را شديد دانست و همچنين پيش ‏بيني کرد که قيمت نفت به بهاي سرسام آوري افرايش پيدا خواهد کرد.‏

دبير کل اوپک هم با هشدار نسبت به عواقب درگرفتن جنگي ديگر در خاورميانه اعلام کرد که اوپک ناتوان از ‏تامين نفت توليدي ايران است. تاکيد نوري المالکي بر بسته بودن حريم هاي هوايي ، دريايي وزميني عراق براي ‏استفاده در حمله نظامي بر عليه ايران، ديگر اتفاقي بود که ميزان الحراره هاي سنجش جنگ احتمالي را به تحرک ‏بيشتري واداشت.‏

در اردوگاه مقابل فرماندهان نظامي آمريکا مستقر در خليج فارس اعلام کرده اند که اجازه بستن تنگه هرمز را به ‏ايران نخواهند داد ، امري که با توجه به قابليت هاي نظامي طرفين دور از انتظار نيست.‏

اما دريادار مولن رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا ضمن بيان وجود توان بيش از اندازه کافي در برخورد نظامي ‏
با ايران ، ولي بر تداوم مسير ديپلماسي تاکيد کرد. وي شيوع جنگي ديگر را افزوده شدن يک بي ثباتي جديد بر بي ‏ثباتي هاي موجود دانست که البته به زعم او و دولت متبوعش، حکومت ايران در آن نقش بسزايي دارد.‏

اين نگراني گرانيگاه اصلي تصميم اکثر سياستمدارن برجسته جهان در مخالفت با گزينه برخورد نظامي است که ‏هزينه هايش آشکارا بر منافعش برتري دارد. ‏

اما دو فرضيه پيرامون پذيرش دور جديد مذاکرات پيرامون بسته پيشنهادي گروه 1+5 وجود دارد. فرضيه نخست ‏اين اقدام را عملي تاکتيکي براي تداوم سياست وقت کشي و ديپلماسي هزار و يک شبي مي داند. در اين نگاه ‏همانگونه که علي لاريجاني گفته است ، بسته پيشنهادي غرب بي خاصيت بوده و سرابي بيش نيست، بنابراين ‏محتوي مذاکرات و نفس مشوق هاي اعطايي ارزشي ندارد، بلکه فرصت خوبي براي تداوم خريد زمان است تا با ‏پي گيري موضوع در قالب مشترکات بسته هاي پيشنهادي طرفين اولا از تصويب تحريم هاي شديد تر جلوگيري ‏شود ودر ثاني آب سردي بر شعله هاي بالاگرفته جنگ ريخته شود. بدينترتيب حاشيه امنيتي براي تداوم برنامه ‏هسته اي فراهم شود. تهديد هاي نظامي نيز در اصل مانور جنگ رواني است براي تقويت موضع مذاکره کنندگان. ‏اظهارات لاريجاني و تهديد به خروج از ان پي تي نيز در اين راستا است. هدف نهايي براي مقامات اصلي تصميم ‏گير در تهران، دريافت تضمين امنيتي در قالب پيشبرد توان هسته اي تا نقطه برگشت ناپذير است. در اصل با رفع ‏تهديد تغيير نظام، همچنين از فرصت هاي پديد آمده موجود استفاده گردد تا افزايش نيروي ايران در توازن قواي ‏خاورميانه و نقش آفريني منطقه اي به رسميت شناخته شود.‏

در اين راستا ممکن است حتي در صورت افزايش دانش بومي اتمي، ادعاي لاريجاني تحقق يابد تا دنيا در برابر ‏عمل انجام شده قرار گيرد و هشدار البرادعي در زمينه سوق يافتن ايران به سمت توليد بمب هسته اي واقعيت يابد. ‏امري که باهنر نايب رئيس مجلس در چند سال پيش رسما به عنوان راهکار بازدارنده در مقابل زورگويي هاي ‏غرب مطرح کرد. ‏

اتخاذ حمله پيشگيرانه مانند برخورد حزب الله در جنگ33 روزه ديگر تاکتيک مورد نظر در اين فرضيه است که ‏اخيرا از سوي "دبير کل جمعيت موتلفه اسلامي"اظهار شده است. در اين حالت که حد افراطي اين استراتژي را ‏تشکيل مي دهد ممکن است ايران درگيري جديدي در حوزه لبنان، فلسطين، عراق و يا... جاي ديگر ايجاد کند ‏واز اين ماجرا به عنواني گروگاني براي پيشبرد خواسته هايش در مذاکرات استفاده کند که کف آن تشکيل ‏کنسرسيوم بين المللي در داخل خاک ايران براي توليد سوخت هسته اي است.‏

در کل در اين فرضيه ايران گزينه جنگ وتحريم هاي کمرشکن را جدي نمي داند، بنابراين به سياست تهاجمي و ‏ماجراجويانه خود ادامه مي دهد والبته در اين ميان از چاشني رنگ وي بوي ملي دادن به اين ماجرا و تهييج ‏احساسات ملي نيز استفاده مي کند.‏

فرضيه دوم بحث ديگري را پيش مي کشد که مقامات تهران بر خلاف گارد نظامي که به خود گرفته اند و براي ‏اسرائيل و امريکا شاخ وشانه مي کشند، خطر جنگ قريب الوقوع را احساس کرده اند وبا درک عواقب مخرب ‏آن تصميم به پذيرش بسته پيشنهادي گرفته اند تا به شکلي آبرومند از اين مخمصه رهايي يابند و به مصالحه با دنيا ‏برسند. سنگيني تحريم هاي صورت گرفته از سوي اروپا و گسترش مانور هاي نظامي اسرائيل باعث تقويت ‏موضع صداهاي معدل در درون حاکميت شده است تا نظام وکشور را ازگردابي مهلک نجات دهند. بخصوص ‏شخص رهبري به عنوان کسي که به قول علي اکبر ولايتي تصميم هاي اصلي از ناحيه وي اتخاذ مي شود، کشش ‏و ظرفيت مقابله نظامي را ندارد. اما براي اينکه تبعات اين عقب نشيني که تا ديروز بر اساس ادعاهاي مقامات بلند ‏پايه ايران بر خلاف اصول عزت و حکمت در سياست خارجي بود، و عملي بزدلانه از سوي عده اي مرعوب در ‏برابر تهديد هاي دشمنان تفسير مي گشت، به حداقل برسد، لازم است تا اين سازش طي يک فرايند زمان بر ‏صورت گيرد ودر ثاني نقش مجلس به عنوان محمل اجرايي اين فرايند در مديريت مسائل هسته اي افزايش يابد. ‏درست مشابه ماجراي گروگانگيري سفارت آمريکا که کار در مرحله سازش به مجلس سپرده شد تا عاملان آن ‏رويداد و حامي مهم آنان ، آيت الله خميني به انفعال و عدول از مواضعشان متهم نشوند.‏

بدنترتيب نمايندگان ملت هزينه اين کار را مي دهند و در نهايت هم دستاورد هاي اين ماجرا به حساب شخص ‏رهبري واريز مي گردد و هم به دنيا نشان داده مي شود که عامل اين تصمبم خطير شخص رهبري بوده است. ‏کاري که مقدمات آن با انتشار مقاله دکتر ولايتي در يک روزنامه ايتاليايي گذاشته شد. در اين مقاله سعي شده بود ‏که چهره منطقي ، عقلاني و مدبري از آيت الله خامنه اي به عنوان سکاندار اصلي حکومت ايران ترسيم گردد.‏

هدف ديگر اين سياست آشتي جويانه مقابله با تبعات اين شکست فاحش در عرصه سياست خارجي در اثرگذاري در ‏مسائل داخلي است تا فرصتي براي تحرک نيروهاي اپوزيسيون و جامعه مدني فراهم نشود و هم تغيير آرايش ‏نيروهادر داخل بلوک قدرت به نوعي مديريت گردد که اختلالي در اراده فائقه شخص رهبري و جريان حامي وي ‏ايجاد نشود. بخصوص که اين روز ها بخش حاشيه اي شده قدرت چون هاشمي رفسنجاني وروحانيت حکومتي ‏منتقد دولت احمدي نژاد، زمزه هايي مبني بر ضرروت دموکراتيک شدن نظام ومخالفت با ولايت فقيه غير ‏انتخابي و منصوب از سوي خداوند را ساز کرده اند. ‏

اين فرضيه سابقه جمهوري اسلامي درعقب نشيني مقابل اقدامات جدي جامعه جهاني را برگ تاييدي بر اعتبار ‏خود مي داند که هر گاه کشور هاي قدرتمند دنيا، حکومت ايران را گوشمالي داده اند، نتيجه اش تسليم و عدول از ‏مواضع تهاجمي و مورد مناقشه بوده است. مانند آنچه که پس از واژگوني ‏

هواپيماي مسافربري در خليج فارس از سوي نيروهاي آمريکايي رخ داد و مقدمه پذيرش آتش بس با عراق و ‏نوشيدن جام زهرشد.‏

به هر حال گذر ايام روشن خواهد کرد که کداميک از فرضيه هاي موجود درست از کار خواهد آمد ويا واکنش ‏هاي طرفين مسيري متفاوت از دوگانه توصيف شده را خواهد گشود.‏

فقط آن چيزي که مشخص است ودر هر حالتي سايه شومش سنگيني مي کند، اتلاف سرمايه هاي ملي، آسايش، ‏آزادي ورفاه مردم ، منافع سرزميني و زيرساخت هاي توسعه ملي در پاي برنامه اي مشکوک و موهوم است که ‏ضرورت و اهميت آن بر اساس ملاک هاي کارشناسي و آناليز هزينه و فايده معلوم نيست و حتي براي فرونشاندن ‏جاه طلبي هاي حاکميت و استراتژي بقاء حيات آن نيز کارساز نيست.
این مطلب در تاریخ 1387/04/17 در نشریه اینترنتی روز آن لاین منتشر شده است.


ارسال نظر